گزارش ویژه دبستان / بررسی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران
گزارش ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان / سالمرگ شیخ فضل الله
 
 
 
 

بازارچه





ترامپ در وا کن مـُویوم




                               
                     تعطیلات را با ما باشید

                 ترامپ در وا کن مـُویوم  


 

 
در راستای فضای پس از دستور ترامپ جهت منع ورود هموطنان عزیزمان به خاک کشور استعمارگر و کثیف و پلید و خونخوار و وحشی و عقب افتاده ی امریکا، در ادامه توجه شما را به چند دقیقه از اتفاقات مربوط با این حادثه در میان یکی از خانواده های عزیزمان جلب می کنیم.

منزل اصغر آقا / روز / لحظه بازگشت اصغر آقا از محل کار به منزل

اصغر آقا با چهره ای بسیار عصبانی وارد می شود

اصغر آقا: خانوم! دیدی چکار کرد ؟! دیدی نامردی رو؟! دیدی چجوری گند زد به همه ی رویاهای مشترکمون؟! دیدی نذاشت خوشبختت کنم؟!

خانوم: کی؟! چی شده اصغر آقا؟

اصغر آقا: د ِ همین کله زرده که اومده جای اون یارو تاریکه! اسمش چیه؟!

خانوم: کله زرد کیه؟ آبجیت رو می گی؟ اونکه اومده موهاشو بلوند کنه کله ش شده مثل سبزه 14 فروردین!

اصغر آقا: نه خانوم! اون رئیس جمهور امریکا رو می گم... دیدی چکار کرد؟! دیدی چجوری با زندگیمون بازی کرد؟!

خانوم: با زندگی ما؟! اصغر آقا! مدیر ساختمون جورابش بیوفته تو زندگی ما نمیاد برش داره اونوقت رئیس جمهور امریکا با زندگی ما بازی کرده؟!

اصغر آقا: درک سیاسیت در حد ِ نمک ِ دست منه دیگه! ... می خواستم واسه تعطیلات عید دستت رو بگیرم بریم امریکا که این طرف گند زد به همه چی!

خانوم: بریم امریکا؟! ما؟!! اصغر آقا خوبی؟! 18 ساله داریم زندگی می کنیم دورترین جایی که منو بردی خونه مامانت بوده، حالا چجوری می خواستی عید بریم امریکا؟!

اصغر آقا: خانوم! میگم درک سیاسی نداری دیگه! اصلا انگار تغییرات دوران پسا برجام رو حس نمی کنیا ! تاثیرات رونق اقتصادی رو نمی بینی تو زندگیمون؟

خانوم: اصلا از اینها بگذریم ... اصغر آقا! تو که صبح تا شب می گفتی "مرگ بر امریکا" ، حتی یه بار عمو شهرام به من دلار عیدی داد گرفتی پاره ش کردی گفتی این نجسه ! حالا چی شده که خواستی عید بری امریکا؟

اصغر آقا: هی بزن بیرون اون درک سیاسی نداشتتو ! چه ربطی داره؟! من می خواستم برم توی دل خاک امریکا همونجا نگاه کنم تو چشم هرچی امریکاییه و بگم : مرگ بر امریکا ، ببینم کدومشون جیگر داشتن از رو میز گزینه بردارن!

خانوم: خب اصغر اقا! حالا که گفتن از 90 روز دیگه میشه رفت، اونوقت بریم خب!

اصغرآقا: یعنی ای کاش درک سیاسیت هم یه ذره مثل دستپختت بود! خانوم! طرف در ِ اون کشور خراب شده ش رو بسته روی ما ... تمام برنامه های تعطیلات عیدمون رو بهم زده ... خیر سرمون ما مهمونشون بودیم رسما گفته در رو باز نمی کنم ... خوب بود اینهمه می رفتیم اون سر دنیا و اونجا هی تو فرودگاه من داد می زدم : "ترامپ در وا کن مُویوم ... پشت در وا کن مویوم ... این چه در وا کردنه؟"، بعد طرف در رو وا نمی کرد؟!

خانوم: یعنی نمی ریم دیگه؟

اصغر آقا: اگه قربونمون هم برن دیگه نمی ریم ... به نشانه اعتراض دیگه پا نمی ذاریم امریکا!

خانوم: خب اصغر آقا! می خوای بریم اما اگه توی فرودگاهشون راهمون ندادن، تو خودت رو بنداز رو زمین بزن خودتو جیغ بکش ... بعد من میگم این شوهرم مریض روانیه ما واسه درمان اومدیم...دلشون می سوزه میذارن بریم تو!

اصغر آقا: خانوم! اگه یادت باشه آخرین بار این تکنیک تکراریت رو 3 سال پیش وقتی بلیط شهربازی تموم شد اجرا کردیم که هنوز جای مشت و لگدهای اون یارو مسئول شهربازی مونده رو تن ِ شوهر روانیت !

خانوم: حالا امریکا نریم ... بریم آنتالیا حداقل که من بتونم سرم تو فک و فامیل بلند کنم بگم منم خارج رفته م !

اصغر آقا: آنتالیا؟ یعنی ما وارد خاک ترکیه بشیم؟! همون ترکیه که اردوغان در حق مردمش کودتا کرده؟! بریم بشینیم کنار مردم ترکیه که تو روز روشن می گن مولانا ترک بوده؟ همون ترکیه که اینهمه لباس قاچاق میندازه به مردم ما؟ زشته خانوم ! نگو این حرفها رو ...

خانوم: باشه! پس بریم دبی ...

اصغر آقا: دبی؟! خدایا! چرا من شب خواستگاری چندتا سئوال سیاسی از این خانوم نپرسیدم؟! آخه خانوم! بریم دبی؟ وارد خاک شیخ نشینهایی بشیم که چشم طمع به جزایر ما دوختند؟! بریم بشینیم کنار یه مشت عرب که به "پ" می گن "ب" ؟!! بریم پولمون رو بریزیم تو حلقوم دشمنان قسم خورده ی این آب و خاک؟!

خانوم: باشه! پس بریم یکی از کشورهایی اروپایی !

اصغر آقا: بله دیگه! اگه شبها اون صدای خور و پـُفتون اجازه می داد و ناله های کمر درد منو می شنیدی ... نمی گفتی بریم اروپا!

خانوم: من که میگم بذار دماغم رو عمل کنم پلیپ دارم شما اجازه نمیدی! حالا اصلا اروپا رفتن چه ربطی به خر و پف من و کمر درد شما داره؟

اصغر آقا: خب خانوم! میگم سیاسی نیستی ناراحت میشی دیگه! این کمر من 8 سال زیر بار همین تحریم های اتحادیه اروپا خم شد، دیسکم زد بیرون ... حالا بلند شم با این کمر برم اونجا قر ِ توریستی بدم واسه این اجانب ؟!

خانوم: خب اصغر آقا! پس تعطیلات عید کجا بریم آخه؟

اصغر آقا: خانوم! چرا در این شرایط حساس کنونی از شم سیاسیت استفاده نمی کنی؟ خب معلومه که باید در این شرایط کجا بریم تعطیلات ... باید بریم جایی که نمادی باشه برای نشون دادن همبستگی ملت !

خانوم: یعنی کجا می تونه باشه؟!

اصغر آقا: پارک ملت خانوم! پارک ملت ... تمام تعطیلات رو می پیوندیم به سیل خروشان ملت در پارک ملت ...

خانوم با یک حرکت چشم و لب و گونه که معنیش چیزی نبود جز : "خاک عالم تو سر کچلت"، اتاق رو به سمت آشپزخانه ترک می کنه ...

اصغر آقا: خانوم یه ذره سیاسی باش تو رو خدا! خوبیّت نداره اینجوری تو در و همسایه ... اون منقل و سیخ و قلیون رو هم از همین الان آماده کن که می خوام عید امسال جواب دندون شکنی بدیم به این یارو ترامپ!