گزارش ویژه دبستان / بررسی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران
گزارش ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان / سالمرگ شیخ فضل الله
 
 
 
 

بازارچه





روی دیگر جایزه سکه ها

  پیدا و پنهان جایزه جلال آل احمد  

  روی دیگر جایزه سکه ها  

 


 دبستان - پرونده ویژه  هشتمین دوره جایزه جلال آل احمد در حالی برگزار شد که این دوره بر خلاف برخی از دوره های پیشین دارای آثار برگزیده ای بود که موفق به کسب جایزه ی 30 سکه ای شدند.

جایزه ای که قرار بود بیش از هرچه بعنوان چشم و چراغ جایزه های ادبی کشور مطرح شود پس از 8 دوره برگزاری نشان داد که پیش از هرچه این جایزه نیز همچون شخص ِ جلال آل احمد بیش از انکه وجه ادبی اش مورد توجه باشد مناقشات سیاسی اش چشمگیر و در راس امور است.

طی 8 دوره گذشته بسیاری از منتقدان جایزه جلال آل احمد را جایزه ای دولتی دانستند که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سعی برآن داشته با اختصاص جایزه های بسیار گرانقیمت به آن ، این جایزه ادبی را بعنوان مهم ترین جایزه ادبی کشور مطرح نماید. و همین برچسب دولتی بودن کافی بود تا این منتقدان خواستار تحریم این جایزه توسط نویسندگان به اصطلاح مستقل شوند.

اتفاقی که به نظر می رسد به گونه ای نیز قرین واقعیت شد و در 8 دوره گذشته این جایزه نام و اثری از بسیاری از چهره های شناخته شده ادبیات کشور در جایزه جلال دیده نشود و حتی در دوره  دوم ،از میان 6 نامزد نهایی دریافت جایزه سه نفر به نام های مصطفی مستور،مجید قیصری و قباد آذرآیین از نامزدی انصراف اعلام کردند.

اما در حقیقت نظر این منتقدان درباره دولتی بودن جایزه جلال،چندان از سر تدقیق نیست. چرا که دولت تنها به نوعی مجری برگزاری این جشنواره بشمار می رود در حالی که تصمیم اصلی درباره تاسیس جایزه ای ادبی به نام جلال آل احمد در شورای عالی انقلاب فرهنگی اتخاذ شد که نهادی حکومتی محسوب می شود و نه صرفا دولتی.

این شورا آیین نامه این جایزه را در23 آبان ماه 1385 به تصویب رساند که بر اساس آن هدف از برگزاری این جایزه "ارتقای زبان و ادبیات ملی ـ دینی" عنوان شده بود.جایزه ادبی جلال آل احمد می بایست در 5 بخش شامل ؛ داستان کوتاه، داستان بلند، نقد ادبی، مستندنگاری و تاریخ نگاری در دوم آذر سالروز تولد جلال آل احمد برگزار می شد.

پس از تصویب این طرح،نخستین دوره این جایزه در آذرماه 1387 برگزار شد که برگزیده ای نداشت و تنها در گروه های پنجگانه از این افراد تقدیر بعمل آمد :

نقد ادبی: کتاب "آئین آینه: سیر تحول نمادپردازی در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی و ادبیات فارسی" نوشته دکتر حسینعلی قبادی با همکاری محمد بیرانوندی و "از اسطوره تا حماسه: هفت گفتار در شاهنامه‌پژوهی" نوشته سجاد آیدین‌لو با مقدمه محمدامین ریاحی

داستان کوتاه:اژدهاکشان" نوشته یوسف علیخانی

داستان بلند:  "قاعده بازی" نوشته فیروز زنوزی جلالی

تاریخ‌ و مستندنگاری:  "سازمان مجاهدین خلق از پیدایش تا فرجام"، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی

نکته قابل توجه در نخستین دوره این جایزه طبق اعلام دبیر علمی جایزه جلال،این بود که از میان 3517 اثر ارائه شده به دبیرخانه این جشنواره در مرحله نخست داوری 3414 اثر یعنی معادل 98درصد آثار حذف شدند.

در مورد عدم انتخاب برگزیده در این جایزه نیز با توجه به جایزه اغوا کننده 110 سکه ی طلای بهار آزادی،حرف و حدیث های فراوانی بوجود آمد اما در همان مراسم پایانی دوره نخست بود که حدادعادل؛رییس کمیسیون فرهنگی مجلس اینگونه از عدم انتخاب اثر برگزیده دفاع کرد؛ «برگزاری این جایزه و سختگیری در قبال اعطای آن شایسته است».

بخش مهم دیگر جایزه جلال، بی گمان سخنان مسئولان در مراسم اعطای این جایزه است.در 8 دوره گذشته این جایزه همواره در این مراسم وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی از تقابل اندیشه جلال آل احمد و روشنفکری ایرانی سخن گفته اند تا به این وسیله جلال را بعنوان آلترناتیوی در برابر جریان روشنفکری در ایران معرفی کنند.

در نخستین دوره جایزه جلال بود که وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفته بود « جایزه جلال آل احمد به این معنا نیست که ما فقط درباره او سخن بگوئیم بلکه ما مامور شده‌ایم که با مقتدا قرار دادن این چهره شاخص، به داد امروزمان برسیم».

صفار هرندی همچنین تقابل اندیشه آل احمد با روشنفکری ایرانی را اینگونه بیان کرده بود« او(آل احمد) از جریان مالوف روشنفکری که رسم مشهور زمانه‌اش بود با جسارت عبور کرد و یک جریان روشنفکری را در زمانه اش پایه گذاشت».

همین خط را بگیرید و به پنجمین دوره جایزه جلال بیایید. آنجا که محمد حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی طی یک سخنرانی که از صدر تا ذیل مدح تمام عیار از آل احمد بود،عنوان کرد «در نظر من آل احمد شاخصه یک جریان در محیط تفکر اجتماعی ایران است. تعریف این جریان کار مشکل و محتاج تفصیلی است؛ اما در یک کلمه می‌شود آن را "توبه روشنفکری" نامید. با همه بار مفهوم مذهبی و اسلامی که در کلمه "توبه" هست».

اما اگر تنها مراد از این ماجراها محک و محور قرار دادن اندیشه جلال آل احمد بعنوان شاخصه ادبیات منطبق بر اصول انقلاب اسلامی است،چه نیازی به برگزاری یک جایزه ادبی که بی گمان اکثریت قریب به اتفاق هنرمندان و هنردوستان و آشنایان به نحوه برگزاری جوایز ادبی،همگی بر این امر اتفاق نظر دارند که این جایزه هیچ نسبت و تناسبی با یک جایزه وزین و قابل اعتنا در عرصه ادبیات ندارد.

این وجه ایدوئولوژیک و سیاسی که متولیان فرهنگ و هنر در کشور سالهاست،سیاستهایشان را بر مدار آن تنظیم و ترسیم می نمایند به نوعی دیگر نیز در سالیان اخیر در جشنواره هایی چون فیلم فجر نیز اعمال شده است.

اما در آن جشنواره از آنجا که نام کسی چون "جلال آل احمد" را بر جبین ندارد تا حدودی عرصه حضور برای هنرمندان فراخ تر است،درحالی که در جایزه ادبی جلال آل احمد این عرصه و سوراخ های غربالش آنچنان تنگ است که با توجه به پیکر نحیف ادبیات ما در دهه های اخیر،دیگر چیزی دندان گیر بر سفره ی جایزه جلال باقی نمی ماند.

همان سفره ای که صفار هرندی در مراسم برگزاری نخستین دوره جایزه جلال درباره آن گفته بود « جایزه ادبی جلال آل احمد بهانه‌ای برای گشودن سفره‌ای است تا اهل قلم بر سر آن بنشینند».

آشنایان به فضای ادبیات کشور در سالیان اخیر لیکن هربار به اسامی نشستگان بر سر این سفره نظری افکنده اند،نامی آشنا نیافته اند و معدود آثار برگزیده این جایزه نیز چندان برای اهل کتابخوانی و ادبیات در کشور آشنا نیست(بجز کتاب "دا" که شرایط خاص خودش را داشت).

در 8 دوره برگزاری جایزه جلال آل احمد تنها در 4 دوره آثاری بعنوان برگزیده معرفی شده اند و چهار دوره دیگر تنها محدود به اعلام اسامی مورد تقدیر قرارگرفتگان بوده است. نتایج نهایی 8 دوره گذشته این جایزه را در ادامه مشاهده می کنید:

 

 

 دوره جایزه

 برگزیده

    

تقدیرشدگان     
 اول نداشت داستان کوتاه یوسف علیخانی – کتاب «اژدهاکشان»
داستان بلند: فیروز زنوزی جلالی- کتاب «قاعده بازی»
نقد ادبی: حسینعلی قبادی – کتاب «آینن آینه: سیر تحول نمادپردازی در فرهنگ ایرانی –اسلامی و ادبیات فارسی»
سجاد آیدین‌لو –کتاب «از اسطوره تا حماسه: هفت گفتار در شاهنامه‌پژوهی»
تاریخ و مستندنگاری: موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی – کتاب «سازمان مجاهدین خلق از پیدایش تا فرجام»
 دوم تاریخ‌ و مستندنگاری: سیده زهرا حسینی کتاب«دا»
نقد ادبی: به صورت مشترکٰ؛علیرضا فولادی کتاب «زبان عرفان» و نغمه ثمینی کتاب «تماشاخانه اساطیر»
 نداشت
سوم  نداشت نقد ادبی: مهدی محبتی کتاب «از معنا تا صورت: طبقه‌بندی و تحلیل ریشه‌ها، زمینه‌ها، نظریه‌ها، جریان‌ها، رویکردها، اندیشه‌ها و آثار مهم نقد ادبی در ایران و ادبیات فارسی» و سید مهدی زرقانی کتاب «تاریخ ادبی ایران و قلمرو زبان فارسی:تطوّر و دگردیسی ژانرها تا میانهء سدهء پنجم؛به انضمام نظریهء تاریخ ادبیات؛تألیف»
داستان: محمدعلی گودینی کتاب«تالار پذیرایی پایتخت» و صادق کرمیار کتاب «نامیرا»
چهارم داستان: منصور انوری کتاب «جاده جنگ»
نقد ادبی: حمیدرضا توکلی کتاب «از اشارت‌های دریا(بوطیقای روایت در مثنوی)»
سه اثر «نبرد سمیرم »(انگلیسی‌ها، قشقایی‌ها و جنگ دوم جهانی)؛ تالیف کاوه بیات،  «فرهنگ و تمدن ایرانی – اسلامی دکن در دوره بهمنیان» تالیف محسن معصومی و «علل و عوامل جابجایی کانون‌های تجاری در خلیج فارس» تالیف محمدباقر وثوقی مشترکا برگزیده شدند
نداشت
پنجم  نداشت ر بخش داستان نیز هیئت داوران کتاب حافظ 7 اثر اکبر صحرایی / ر بخش مستندنگاری کتاب شرح اسم با تالیف و تدوین هدایت الله بهبودی/در بخش خاطرات کتاب نورالدین پسر ایران نوشته معصومه سپهری/در بخش نقد ادبی دو کتاب مولوی‌وار بر اسرار خاموش نوشته علی محمدی آسیابادی و کتاب عقل سرخ نوشته تقی پور نامداریان
ششم نداشت 1- حوزه نقد ادبی: سبك شناسي؛ نظريه‌ها و رويكردها و روشها تالیف محمود فتوحي،نشر سخن.

2- حوزه تاريخ نگاري: الف) اجتماعيون عاميون؛ تالیف سهراب يزداني، نشر نی.

ب) انتفاضة شعبانیه؛ تالیف صفاءالدین تبرائیان، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

3- حوزه مستندنگاری: نبرد طريق القدس، تاليف امير رزاق‌زاده، انتشارات مركز اسناد و تحقيقات دفاع مقدس.

 
هفتم بخش رمان و داستان بلند: کتاب‌های «آه با شین» تألیف محمدکاظم مزینانی و «ملکان عذاب» تألیف ابوتراب خسروی
...
بخش نقد ادبی:
«گشودن رمان» اثر حسین پاینده
...
بخش مستندنگاری‌:
«زندان الرشید» و «سفر برگذشتنی»
بخش داستان کوتاه: کتاب «رازهای سانتی‌متری»
هشتم بخش رمان: «پاییز فصل آخر سال است» نوشته نسیم مرعشی و «دختر لوتی» اثر شهریار عباسی
...
بخش مستندنگاری:
«آب هرگز نمی‌میرد» نوشته حمید حسام
مجموعه داستان:
«آیا بچه‌های خزانه رستگار می‌شوند» نوشته مهدی اسدزاده و «نگهبان تاریکی» نوشته مجید قیصری
...
نقد ادبی:
«روایت‌شناسی کاربردی» تالیف علی عباسی و «کلک خیال‌انگیز» اثر ابوالفضل حری
...
بخش مستندنگاری:
«تو در قاهره خواهی مرد» نوشته حمیدرضا صدر

 

اما اگر اکثریت منتقدان مشی برگزاری جایزه جلال را افرادی بدانیم که اساسا با دولتی بودن فرهنگ و هنر،سر ِ موافقت ندارند،از این نکته نباید غافل بود که در ادوار برگزاری جایزه جلال بسیاری از افراد شناخته شده ای نیز بوده اند که بیرون از دایره ی این اکثریت قرار داشته اند و جایزه جلال از تیغ نقدشان در امان نبوده است.

این عده بر این باورند که بسیاری از اثار و افراد شناخته شده در عرصه "ادبیات متعهد" و برای نمونه در ادبیات موسوم به دفاع  مقدس در ادوار برگزاری جایزه جلال از سوی متولیان برگزاری این جایزه مورد بی توجهی و بی مهری قرار گرفته اند.که حاصل آن چیزی نیست جز خالی ماندن فهرست شناخته شده ترین جایزه ادبی ِ دولتی(یا حکومتی) در کشور از آثار فاخر ِ هنرمندان متعهد کشور.

به گونه ای که در چهارمین دوره این جایزه که رمان ناتمام "جاده جنگ" بعنوان اثر برگزیده انتخاب و 110 سکه بهار آزادی به آن تعلق گرفت،اکثریت قریب به اتفاق اهالی ادبیات ایران داستانی کشور نام نویسنده ی آن یعنی " منصور انوری" را نشنیده بودند.

البته ناشنیده بودن نام یک نویسنده به هیچ وجه لزوما به معنی عدم توانایی وی در عرصه نویسندگی نیست،اما نکته قابل توجه ماجرا آنجا بود که 5جلد رمان نوشته شده ی "جاده جنگ" نیز همچون نام نویسنده در آن زمان و حتی تاکنون نیز ناشناس بود و هست.

حتی زمزمه هایی در آن زمان شنیده می شد که "سوره مهر"( متعلق به حوزه هنری) بعنوان ناشر رمان "جاده جنگ" برای سالهای نگارش این رمان حقوقی برای نویسنده تعیین کرده تا وی با خیال راحت به نگارش رمانی 20 جلدی بپردازد  که به گفته ی نویسنده 17سال تحقیق و نگارش 5جلدش زمان برده است.

هرچند این خبر از سوی نویسنده تکذیب شد اما علاوه بر مبلغی که ناشر به این نویسنده گمنام پرداخت کرده و می کند،جایزه 110 سکه ی طلای جلال ال احمد نیز سبب شد تا منصور انوری " پس از سال ها مستاجری" صاحب خانه شود.

از دیگر سو دولت علاوه بر هزینه فراوانی که در جهت برگزاری این جشنواره متقبل می شود باید هزینه ی دیگری را نیز پس از اعلام آثار برگزیده پرداخت نماید که شامل خرید نسخه های فراوانی از این آثار جهت ارائه به کتابخانه ها و ادارات دولتی و فروش آزاد است!

اما همانگونه که اشاره شد در 8 دوره گذشته این جایزه 4 دوره از جمله دوره ی اخیر بدون معرفی اثری برگزیده به پایان رسیده است تا این شائبه در سطح رسانه ها و محافل ادبی مطرح شود که دولت به دلیل افزایش قیمت سکه ی طلا و کسری بودجه،اینچنین در اعلام نتایج جایزه جلال عمل می کند.

اگرچه دبیر علمی این جایزه پس از اعلام نتیجه پنجمین دوره،ضمن تکذیب این مسئله گفته بود «در داوری این دوره از جایزه ادبی جلال آل احمد تنها به محتوا نگاه کردیم و کاری به قیمت سکه نداشتیم»، اما گذر زمان نشان داد که دولتهای بعد از پس تامین سکه های جایزه جلال برنیامدند و این سکه های جایزه جلال با کاهش 70 درصدی از 110 به 30 سکه رسید!

اما اگر بینندگان شبکه تلویزیونی تهران به یاد آورند،چند روز پیش از برگزاری پنجمین دوره جایزه جلال بود که وزیر ارشاد وقت در یکی از برنامه های این شبکه تلویزیونی از کمبود بودجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتقاد کرد و مشخصا در این زمینه به هزینه های سنگین جایزه های ادبی همچون "جایزه جلال آل احمد" با توجه به گران شدن قیمت سکه ی طلا اشاره کرد.

با اینهمه هستند کسانی هم که ضمن اشاره به وجود ردیف بودجه مشخص درباره جایزه جلال در بودجه فرهنگی دولت،مسئله ی کمبود منابع مالی را منتفی می دانند اما بر این مسئله انگشت تایید می نهند که تنها بحث به انتخاب آثار برگزیده محدود نمی شود،چراکه اصولا آثار ارائه شده به دبیرخانه این جایزه در سالیان اخیر از کیفیت بالایی برخوردار نیسند و بر این اساس داوران چاره ای جز عدم انتخاب اثر برگزیده پیش رو ندارند.

اما ماجرای جایزه جلال و سکه های فراوانش را باید اینگونه به پایان رساند که این جایزه نه تنها بر خلاف اراده معطوف به تاسیس اش،نتوانست طی 8 دوره برگزاری به نخستین و مهم ترین جایزه ادبی کشور بدل شود،بلکه تنها خود را بعنوان جایزه ای با رویکردی به شدت ایدئولوژیک و متعلق به گروه خاصی از فعالان عرصه ادبیات کشور معرفی کرد.

اما آیا تولیدات این گروه خاص که سکه های صد و سی تایی به آنها تعلق می گیرد،در بازار ادبیات کشور نیز سکه ی رایج بشمار می روند؟

 


 

  

  پرونده ویژه دبستان  

 از فرهنگ ِ دولتی به دولت ِ فرهنگی 
 


سالها پیش مصاحبه ای داشتم با یکی مسئولان روزنامه کیهان.در آن مصاحبه سخن از وضعیت نشریات اصلاح طلب به میان آمد و مصاحبه شونده به من گفت « هزینه اداره این نشریات از امریکا می آید».

من هم در ادامه پرسیدم "پس اگر اینگونه است چرا بسیاری از این نشریات برای چاپ با مشکلات جدی مواجه اند و حتی برخی از انها ماه ها از انتشار باز می مانند؟" و پاسخ آن مسئول کیهانی به این پرسش از این قرار بود که "جتما آن پولی را که می گیرند،خرج جای دیگری می کنند"!!

این حکایت بسیار شبیه است که به سخنان چندسال گذشته معاون فرهنگی وزیر ارشاد که گفته بود « سه چهار سالی است که کنگره آمریکا مبلغی را برای مبارزه با نظام ما تصویب می‌کند. آیا شما تا به حال از میلیونها دلاری که تصویب می‌شود یک دلار پیدا کرده‌اید که ببینید کجا دارد هزینه می‌شود؟سوال من این است که چه کسی این بودجه را که در کنگره آمریکا تصویب می‌شود هزینه می‌کند و به چه شکل؟ فکر می‌کنم این موضوع گویاست و پاسخ برخی مسائل درباره برخی جوایز ادبی را مشخص می‌کند».

محسن پرویز اینگونه بود که بر علیه جایزه های ادبی خصوصی در کشور کیفرخواستی تمام عیار تنظیم کرده بود و آنها بر صندلی متهم نخست ارتباط غیرقانونی با "دشمن" نشانده بود.اما در همان زمان که معاون فرهنگی وزیر ارشاد اینگونه اظهارنظر می کرد ،تمامی جایزه های ادبی خصوصی کشور به دلیل نداشتن توان مالی و عدم همکاری وزارت ارشاد،در کما بسر می بردند.

و شاید اگر از محسن پرویز آن زمان سئوال می شد که "پس اگر آنگونه است که می فرمایید،پس چرا حال و روز جوایز ادبی خصوصی کشور اینچنین است؟"،همان جواب مسئول کیهانی باردیگر شنیده می شد و بس.

اما اینگونه اتهامات تنها مانعی نیست که از سوی دولت پیشین در برابر جوایز ادبی خصوصی قرار گرفته بود.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت نهم و دهم بارها این جایزه ها و مسئولان برگزاری آنها را به این دلیل زیرسئوال برده بود که به اعتقاد دولتی ها،برگزاری این جایزه ها از شفافیت لازم برخوردار نیست.

البته شاید این تنها دست آویز موجود برای دولت جهت مقابله و مخالفت با جایزه های ادبی خصوصی باشد چرا که این جایزه ها در شرایطی برگزار می شوند که تنها قادر خواهند بود از میان آثاری که پیش از این به تایید وزارت ارشاد رسیده و منتشر شده اند،آثار برگزیده خود را معرفی کنند.

و بدین صورت مسئولان وزارت ارشاد در این میدان نیز با گامی فراتر نهادن از سوی جایزه های خصوصی از خطوط قرمز مورد نظر خود مواجه نیستند.به این صورت گویی مشکل دولت با جایزه های ادبی خصوصی این است که آنها حق ندارند از میان آثار مورد تایید ارشاد،بهترین ها را انتخاب کنند!!

مسئولان وزارت ارشاد خصوصا در دوران معاونت محسن پرویز به وضوح از عدم حمایت از جایزه های ادبی خصوصی سخن می گفتن و با اظهارنظرهایشان در این زمینه اعلام می کردند که به این دلیل از این جایزه ها حمایت نمی کنند که " از سلامت آنها اطمینان ندارند".آنگونه که محسن پرویز گفته بود « ما از داوریهایی که از سلامت نسبی آنها اطمینان پیدا کرده‌ایم مثل جایزه شهید غنی‌پور، قلم زرین و شعر جوان حمایت کرده‌ایم».

پرویز که در دوران معاونت،با انتقادات فراوانی از سوی اهالی  فرهنگ و هنر مواجه بود در شرایطی از سیاست دولت درباره جایزه های ادبی خصوصی سخن می گفت که بسیاری عدم توفیق جایزه های ادبی دولتی را بعنوان نقطه ضعف سیاستهای دولت در زمینه برگزاری جایزه های ادبی مطرح می کردند و برای نمونه مبلغ مالی هنگفت جایزه جلال آل احمد را نیز چاره حل عدم رونق این جایزه ها نمی دانستند.

اما معاون فرهنگی وقت ِوزیر ارشاد از همین نقطه ضعف نیز اینگونه به سود خود و دولت،استفاده می کرد «سوال می‌شود که مثلاً منبع مالی جایزه جلال کجاست، داوریها چگونه بوده یا سوالاتی از این دست. ما هم عین همه این سوال را از جوایز دیگری که دارند برگزار می‌شوند می‌پرسیم. یعنی می‌گوییم که منبع مالی‌تان را شفاف اعلام کنید».

بی گمان در هیچ کجای جهان اینگونه با جوایز ادبی خصوصی برخورد نمی شود که از جایزه ای بخواهند "منابع مالی اش را اعلام کند".اما محسن پرویز در تایید این سیاست مجموعه تحت نظرش باردیگر نیز گفته بود «ممكن است برخي جوايز معيارشان اين باشد كه چقدر مورد پسند بيگانگان قرار مي‌گيرد. اين را به صراحت بگويند، يا منابع مالي خود را به صراحت بگويند».

به هر روی اینگونه برخوردها با جوایز ادبی خصوصی در کشور سبب شد تا در چندسال گذشته بسیاری از این جوایز یا امکان برگزاری نداشته باشند و یا با افت کیفیت با وقفه های فراوان برگزار شوند.

برای نمونه می توان از جایزه ای چون "روزی روزگاری" نام برد که هرساله در آستانه برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار می شد اما پس از برگزاری نه چندان مناسب دوره چهارم آن در سال 89 این جایزه ادبی از برگزاری دوره های آتی بازماند.

جایزه ادبی "مهرگان" نیز پس از آنکه مسئولان برگزاری آن اعلام کردند به دلیل وجود مشکلات فراوان امکان برگزاری سالیانه ان را ندارند،قرار بر برگزاری آن به صورت دوسالانه شد اما سال 90 موعد برگزاری دوسالانه مهرگان بود،و با عدم برگزاری این جایزه در آن سال مشخص شد که با این جایزه ادبی نیز باید وداع کرد.

جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات نیز همچون دو جایزه ی پیشین در سالیان اخیر فرجامی جز عدم امکان برگزاری نداشته است.به لیست این این جشنواره ها بیافزایید بسیاری از جشنواره های استانی که توسط انجمن های خصوصی و مستقل اهل قلم برگزار می شده اند و در این سالها جای خود را به جشنواره های دولتی داده ند. همچنین چند جشنواره تخصصی در حوزه شعر نیز همچون جایزه شعر ویزه زنان موسوم به  "خورشید" نیز جهت برگزاری در دوره های اخیر با مشکلاتی مواجه بوده است.

با این شرایط جشنواره و جوایز ادبی دولتی به راحتی می توانند در میدانی بی رقیب به عرض اندام بپردازند و جایزه ی محو جوایز ادبی خصوصی را به خود اختصاص دهند.

تنها باید پیش از برگزاری اینگونه جشنواره ها و جوایز به رعایت برخی نکات کوچک و پیش افتاده نیز توجه کنند تا شاهکاری همچون برگزاری یکی از ادوار جایزه "قلم زرین" پیش نیایید! یادتان که هست؟ همان جایزه ای که محمدرضا سرشار عضو هیئت مدیره انجمن اهل قلم( نهاد متولی برگزاری همین جایزه)،بعنوان تنها برگزیده ی آن انتخاب شد در حالی که چندی پیش از اعلام نام او بعنوان برگزیره، از داوری این جایزه کناره گیری کرد!

اما از زمان روی کار آمدن دولت حسن روحانی،تاکید این دولت و مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر استقرار "دولت فرهنگی" به جای "فرهنگ دولتی"،امیدهایی را برای رونق جایزه های ادبی غیردولتی ایجاد کرده است.باید در انتظار ماند و دید که آیا این امیدها به ثمر خواهد نشست و یا ... ؟