گزارش ویژه دبستان / بررسی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران
گزارش ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان / سالمرگ شیخ فضل الله
 
 
 
 

بازارچه





سیاه نمایی در روز روشن


                               
                       من فدای دولت خدمتگزار  

                 سیاه نمایی در روز روشن  

 


یه عده این وسط خیال کردن این ستون پنجم بروز نمیشه یه چندی وقته واسه اینه که نویسنده ش رو گرفتن.

بنده از همین تریبون استفاده می کنم و اعلام می کنم که من حالا حالاها قصد ادامه تحصیل دارم و کسی نمی تونه منو بگیره!

ولی خب! خداییش یه سری مشکلات هست که نمی ذاره ما اونجوری که دلمون می خواد بپریم وسط و مجلس رو گرمش کنیم! در ادامه با ذکر خاطره ای عرض می کنم خدمتتون که ما چی می کشیم و روزی چند نخ می کشیم!

شاعر ستون پنجم در دفتر سایت نشسته و می سراید :

در یکی از روزهای روزگار
10 جوان دیدم همه جویای کار


دبیر سرویس جامعه : نه! اینو ننویس... آخه ما کجا 10 تا جوون بیکار داریم؟ چرا سیاه نمایی می کنی ؟

در یکی از روزهای روزگار
گشت آمار تصادف بی شمار


دبیر سرویس حوادث : نه! اینو ننویس. اتفاقا آمار تصادف روز به روز داره میاد پایین. چرا سیاه نمایی می کنی؟

در یکی از روزهای روزگار
مغزها کردند از کشور فرار


دبیر سرویس علمی: نه! اینو ننویس. آخه اونی که تو این اوضاع و احوال از کشور فرار کنه که مغز نداره! چرا اینقدر سیاه نمایی می کنی؟

در یکی از روزهای روزگار
ساقیا برخیز و کن دفع خمار


دبیر سرویس ادبی: نه! اینو ننویس. این چه شعریه؟ یه باره بیا و چند گرم کراک و شیشه و تریاک هم بزن تنگش دیگه! چرا سیاه نمایی می کنی؟

در یکی از روزهای روزگار
زندگیمان سبز شد همچون خیار


دبیر سرویس سیاسی: نه! اینو ننویس. منظور نکبت بارت از از سبز و خیار چیه؟ هان؟! خجالت نمی کشی؟ هنوز دست از این سبز و سبزبازی نمی خوای برداری؟ چرا سیاه نمایی می کنی؟

در یکی از روزهای روزگار
بلبلی شد نغمه خوان در لاله زار


دبیر سرویس موسیقی: نه! اینو ننویس. "بلبل لاله زار" لقب عباس قادری بوده! امروز از بلبل لاله زار می نویسی فردا هم حتما می خوای از مرغ عشق لوس آنجلس بنویسی! چرا سیاه نمایی می کنی؟

در یکی از روزهای روزگار
با زبل خان و یوگی رفتم شکار


دبیر سرویس محیط زیست: نه! اینو ننویس. عامل انقراض نسل گونه های نادر جانوری در کشور تویی که هی چپ و راس می ری شکار دیگه! چرا سیاه نمایی می کنی؟

در یکی از روزهای روزگار
من فدای دولت ِ خدمتگزار


(مدیر مسئول و سردبیر هر دو بشکن زنان وارد می شوند!)

آره! اینو بنویس. یه شاعر تو دنیا باشه خودتی.شعرات مثل دوغه اما خوبیش اینه که دوغ سیاه نیس! بیت بعدی رو هم اینجوری بنویس که دیگه با اون تقاضای وامت هم موافقت بشه :

من فدای دولت خدمتگزار
در تمام روزهای روزگار