گزارش ویژه دبستان / بررسی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران
گزارش ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان / سالمرگ شیخ فضل الله
 
 
 
 

بازارچه





مانده ام زیر فشار معجزه

 

 

 در راستای کاهش نرخ تورم 

 مانده ام زیر فشار معجزه 
 



 


رئیس جمهور محترم اعلام کردند که دولت کاری که در زمینه اقتصاد انجام می دهد شبیه معجزه است. و یک روز بعد از این فرمودند که تورم ماه بهمن صفر بوده است.

من تا امروز فکر می کردم اگر معنی تورم را نمی دونم اما حتما معنی معجزه را می دونم،اما امروز فهمیدم که ای دل گشنه! ببخشید ؛ ای دل غافل! من معنی معجزه را هم نمی دونستم.

از طرفی دولت اعلام میکنه که تورم هر روز کمتر میشه و از طرفی یکی مثل من که نه معنی تورم را می دونسته و نه معنی معجزه را می دونه،می بینه که همینجوری هر روز همه چی گرون و گرونتر میشه. در نتیجه ما فهمیدیم که دلیل این گرونی ها و اینهمه فشار اقتصادی که داره مارو ... داره مارو ... داره مارو ... (چی بگم که...؟!) داره مارو اذیت میکنه(آخی! عسیسم!) اینه که تورم داره کم میشه. به همین دلیل ما از دولت محترم عاجزانه تقاضا میکنیم که کاری کنه که تورم نیاد پایین. چون گویا ما این پایین هستیم و تورم که هی میاد پایین میخوره تو سر و کله ما!

خداییش اقتصادی داریم که همه دنیا انگشت به دهن موندن در برابرش.مثلا یه زمانی اومدن یارانه نقدی دادن و گفتن که همه چی ارزونتر میشه،کار به جایی رسید که ملت گفتن ؛ این یارانه نقدی رو نمی خوایم که هیچ،حاضریم هر ماه نفری 50هزار تومان به دولت یارانه بدیم اما قیمتها برگرده به همون روزی که یارانه نقدی دادن به ما شروع شد!

حالا هم داره اوضاع یجوری میشه که ما میگیم تورم رو بیشتر از این نیارید پایین،ما حاضریم تورم همون 40درصد یا حتی بیشتر بشه اما قیمتها برگرده به همون روزی که گفتید میخواید با پایین آوردن تورم همه چیو ارزون کنید!

بابا آخه گناه نکردیم که فکر می کردیم قراره معجزه بشه! حالا معجزه کردید؟ دستتون درد نکنه.یه دنده عقب بگیرید ما همون جایی که سوار شدیم پیاده میشیم.(هرچند مطمئنیم که کرایه حالا که می خوایم برگردیم 10برابر وقتی شده که داشتیم می اومدیم!)

 
شیخ ما گفت و چه خوش گفت این سخن
که بدانید ای شما از مرد و زن

صحبت این خلق باشد همچو باد
از قضا در راستای اقتصاد

چون شکم خالی و پر باد هواست
صحبت از نرخ تورم نابجاست

لیک شیخ اهل تدبیر و امید
بازداده به ملت، یک نوید

رونمایی کرده او از رازها
گفته دارم من بسی اعجازها

گفته ملت غرق عیشند و خوشی
شاد گشته موسیقی ِ چاووشی

گفته از زابل گرفته تا به رشت
ریتم مردم گشته جمله شیش و هشت

استاتوس با جمله ی من می زنن
بتهوون با ریتم ِ بشکن می زنن

جیبها پـُر ، خونه ها خالی ز غم
هی تورم می شود هر روز کم

هی تورم می شود هر روز کم
هی اضافه می شود قطر شکم

هی تورم می شود هر روز کم
هی کمر از فرط چرخش میشه خم

هی تورم می شود هر روز کم
هی من و تو دست تو دستای هم

هی تورم می شود هر روز کم
هی بگو تا هی بگم تا هی بگم

هی بگو که "هی" خودش یکجور تزه
دکترا دارم تو کار معجزه

با کری من روی پل توی ژنو
میکشم بر دوش بار ِ معجزه

چشم هرکس مست یاری میشود
چشم من گشته خمار معجزه

جک زنید و چرخ را بالا برید
مانده ام زیر فشار معجزه

چند روزی باد من خالی شده
پنچره گویا قطاره معجزه

کاندیدای دور بعدی هم منم
رای دارم با شعار معجزه

شد غزل این مثنوی ای دوستان
بی قرارم،بی قرار معجزه

از در و دیوار و سقف آسمون
جای بارون هی میباره معجزه

پول بنزین گر نداری بی خیال
جای ماشین شو سوار معجزه

دوستان در ضمن از روی مرام
می کنم این شعر را اینسان تمام

شاعری هستم جوان و سر به راه
قد چو تیر برق و چهره همچو ماه

کوفتم بر جان و دل چوب حراج
کرده ام چند وقته قصد ازدواج

لنگ وامم بهر کار خیر ِ خود
لیک من ضامن ندارم غیر ِ خود

خلاصه قافیه و بیت و این چیزارو ولش کن ... اگه کسی مردونگی کنه ضامن من بشه یه حالی به من داده در حد معجزه!