گزارش ویژه دبستان / بررسی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران
گزارش ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان / سالمرگ شیخ فضل الله
 
 
 
 

بازارچه





پاسداران ِ چندین سپاه

گزارش ویژه دبستان به بهانه سالگرد تاسیس سپاه پاسداران
پاسداران ِ چندین سپاه

 

 دبستان - مجتبی دلاور  انقلاب اسلامی ایران بدون پشتوانه نظامی به پیروزی انجامید و همین امر باعث شد تا با براندازی رژیم شاهنشاهی،نیرویی نظامی در کار نباشد تا زمام امور در این عرصه را بدست بگیرد.رشته ی ارتش شاهنشاهی که به تعبیری "ژاندارم منطقه" خوانده می شد با فرار شاه از کشور از هم گسیخت و انقلاب نوپای اسلامی در ایران از وجود یک نیروی نظامی کلاسیک و روشمند و منظم بی بهره بود.

پس از 22 بهمن 57 تعدادی از گروه های چپ که در راه مبارزه با استبداد پهلوی مشی مسلحانه پیشه کرده بودند بواسطه در اختیار داشتن اسلحه و مهمات برآن شدند تا وظیفه پاسداری از انقلاب را برعهده بگیرند.این گروه ها از جمله هسته ای از مجهادین خلق،چریک های فدایی،پیکار و ... در عوان انقلاب با حمله به پادگانهای ارتش انبارهای اسلحه و مهمات را تخلیه  کردند تا بسیاری از افراد غیرنظامی به بهانه حراست از انقلاب مسلح شوند.

در دیگر سو کمیته های انقلاب که در آن زمان تشکیل و مشغول بکار شده بودند نیز برخود می دانستند که در پاسداری از این انقلاب هرچه در توان دارند بکار ببندند.

در این فضا بود که نیروهای چپ بحث تشکیل "ارتش خلقی" را مطرح کردند.اما مخالفان آنها نیز از مسلح شدن نیروهای چپ در قالب تشکیل یک ارتش،بیمناک بودند و بدینگونه اجازه تشکیل چنین ارتشی از سوی مقامات مسئول در آن دوران صادر نشد.هرچند نیروهای چپ با دراختیار گرفتن سلاح به بهانه مقابله با "ضدانقلاب"،بر علیه مخالفان خود اقدام به عملیات مسلحانه می کردند.

نمونه بارز این عملیات در جریان میتینگ های دانشجویی در اواخر سال 57 و اردیبهشت 58 در دانشگاه های کشور به وقوع پیوست و تا آنجا ادامه یافت که دانشگاه ها از سوی گروه های چپ به میدان مبارزه مسلحانه بدل شده بود.

با آغاز بکار دولت موقت وجود یک نیروی نظامی در حمایت از دولت ضروری بود.در همین راستا امام خمینی طی حکمی آیت الله حسن لاهوتی را مامور تشکیل این هسته نظامی کرد.

در حکم امام به مرحوم لاهوتی وظیفه ایشان "تشکیل سپاه پاسداران" قید شده بود که می بایست تحت نظر دولت موقت فعالیت نماید.آیت الله لاهوتی پس از دریافت این حکم عده ای را به پادگان عباس آباد فرامی خواند تا هسته مرکزی نخستین سپاه پاسداران در آنجا و و با حضور کسانی چون "محسن سازگارا، حسن جعفری، علی فرزین، ضرابی، صباغیان، تهرانچی ،دانش‌منفرد،محسن رفیق دوست،مرتضی الویری، علی محمد بشارتی و محمد غرضی" شکل بگیرد.

طبق تصمیم این جمع علی دانش منفرد بعنوان فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انتخاب شد و محسن رفیق دوست  بعنوان  مسئول تدارکات، بشارتی مسئول اطلاعات و مرتضی الویری مسئول روابط عمومی مشغول بکار شدند.

اما این ابتدای ماجرای سپاه پاسداران بود.علیرغم آغاز فعالیت سپاه تحت ریاست دانش منفرد در نقاط دیگری از پایتخت گروه هایی دیگر نیز تحت عناوین مختلف خود را مسئول حفظ انقلاب بوسیله فعالیت های نظامی می دانستند.

این مجموعه به سه گروه تقسیم می شدند.نخست گروهی که در پادگان جمشیدیه مستقر بودند و تحت حمایت آیت الله موسوی اردبیلی و با حضور کسانی چون عباس آقازمانی(ابوشریف)،عباس دوزدوزانی،جواد منصوری و ابراهیم حاج محمد زاده خود را "گارد انقلاب" می نامیدند.

گروهی دیگر تحت رهبری محمد منتظری در صحنه حضور داشتند.محمد منتظری کسی بود که عده ای ایده تشکیل سپاه پاسداران را از پیش از انقلاب اسلامی،متعلق به او می دانستند.

محسن رفیق دوست در اینباره چنین می گوید ؛ «فکر تشکیل نیرویی برای انقلاب، از قبل از پیروزی، مطرح بود. اولین کسی که آن را مطرح کرد مرحوم شهید محمد منتظری بود. هنوز امام به ایران نیامده بود. ایشان یک روز به مدرسه رفاه آمد و به دوستان گفت که باید یک نیرو برای انقلاب تشکیل بدهیم... می‌گفت انقلاب در حال پیروزی است؛ امام هم در تدارک سفر به ایران است؛ ارتش نیز مورد اطمینان نیست. انقلاب یک نیروی محافظ می‌خواهد. اتفاقا ایشان عنوان "گارد ملی" را مطرح کرد و گفت که باید گارد ملی تشکیل دهیم. یک خانه‌ای در خیابان ایران بود متعلق به آقای اخوان، که بعدها تبدیل به دبیرستان رفاه شد. در آنجا بعضی شب‌ها جلسه می‌شد. خیلی‌ها می‌‌آمدند. همانجا صحبت از تشکیل گارد ملی مطرح شد«.

محمد منتظری که با حمایت مرتضی مطهری اقدام به تشکیل این گروه کرده بود،نام "پاسا" را برای این گروه برگزیده و چهره های که در لبنان آموزشهای چریکی و نظامی دیده بودند را به پاسا آورده بود.

افراد نظامی شناخته شده ای چون کلاهدوز،کتیرایی و نامجو از جمله افراد عضو پاسا بودند.

اما سومین گروه نیز با نظر مثبت مرتضی مطهری پا به عرصه نهاده بودند.این گروه که "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" نام داشت در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی تشکیل شده بود و در راه مبارزه با رژیم شاه مشی مسلحانه و چریکی را در پیش گرفته بود.محسن رضایی،رحیم صفوی،باقر ذوالقدر،مرتضی الویری و محمد بروجردی از افراد شناخته شده این گروه بودند.

 

در حالی که ارتش ایران پس از انقلاب هنوز در شوک فروپاشی قرار داشت،4 گروه نظامی بعنوان پاسداران انقلاب اسلامی زمام امور را در دست داشتند.اما چندی نگذشت تا مشخص شود که تداخل وظایف و عملیات این گروه ها شرایط را به سوی اختلافات اساسی پیش می برد.

مخالفت های دولت موقت نیز با فعالیت اکثر این گروه ها که از عدم قانونمندی آنها نشأت می گرفت سبب شده بود تا هیچکدام از این گروه ها حتی سپاه پاسداران تشکیل شده با حکم امام خمینی،خود را ملزم به تبعیت از دولت مهندس بازرگان ندانند.

سرانجام این اختلافات بدانجا رسید که هاشمی رفسنجانی مامور وحدت گروه های چهارگانه شود تا مقدمات تشکیل سپاه پاسداران واحد فراهم آید.در همین راستا گروهی 12نفره متشکل از این 4گروه با عضویت این افراد تشکیل شد:  محسن سازگارا، محمد غرضی، اصغر صباغیان، محسن رفیق دوست ، یوسف کلاهدوز، عباس دوزدوزانی، جواد منصوری،ابوشریف (عباس آقا زمانی)محسن رضایی، محمد بروجردی، مرتضی الویری و یوسف فروتن.

اما محسن رفیق دوست ماجرای تشکیل گروه 12نفره را اینگونه روایت می کند ؛

 

«یک روز تصمیم گرفتم مراکز فعال دیگر را به هر نحو ممکن در سپاه ادغام کنم. پائیز 58 ابوشریف و شهید منتظری و شهید محمد بروجردی از سوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را دعوت کردم و در اتاقی که در آنجا جمع شده بودیم را قفل کردم. یک کلت کمری 45 داشتم آن را روی میز گذاشتم و گفتم افرادی که از هر 4 گروه موجود می‌شناسم، همه یک هدف را تعقیب می‌کنند که ایجاد نیرویی برای حفاظت از انقلاب است. شما مبنای قانونی ندارید. حکم ما از سوی امام (ره(است که ما را مجاز به فعالیت زیر نظر دولت موقت کرده است. انتقاد عمده آنها به سپاه نظارت دولت موقت بر آن بود که گفتم در هر صورت این حکم امام(ره) است. گفتم اگر در این جلسه نتوانیم به نتیجه‌ای برسیم، اول شما 3 نفر را می‌کشم، بعد خودم را و همه را راحت می‌کنم. خوشبختانه در آن جلسه به این نتیجه رسیدند که حرف منطقی است و بهتر است بنشینیم و با هم مذاکره ای برای ادغام انجام دهیم. قرار شد از هر کدام از این مراکز3 نفر انتخاب شوند. این 12 نفر بنشینند و بحث ادغام را پیگیری کنند. از این گروه 12 نفره، محسن رضایی، محسن رفیق‌دوست و عباس دوزدوزانی به عنوان نماینده گروه‌های سه‌گانه فوق، اواخر فروردین ۵۸، در قم به دیدار امام خمینی رفتند. استدلال اصلی آنها لزوم استقلال سپاه پاسداران از دولت موقت بود، امام خمینی هم در این دیدار دستور ایجاد یک نیروی مسلح مکتبی مستقل از دولت موقت را صادر کرد. این دستور عملاً فرمان تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود«.

از این گروه 12 نفره محسن رضایی،عباس دوزدوزانی و محسن رفیق دوست بعنوان منتخب راهی قم شدند تا در دیدار با امام خمینی نظر مثبت ایشان را جهت تشکیل سپاه پاسداران جلب کنند.

با موافقت امام گروه دوازده نفره نخستین اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در 9ماده و 9 تبصره تهیه و در اختیار شورای انقلاب قرار می دهد.با تصویب شورای انقلاب سپاه پاسداران عملا از تحت نظارت دولت خارج می شود.

شورای مرکزی سپاه پاسداران جواد منصوری را بعنوان نخستین فرمانده انتخاب می کند.همچنین ابوشریف بعنوان مسئول واحد عملیات و عضو شورای فرماندهی، علی محمد بشارتی وپس از وی محسن رضایی مسئول اطلاعات و تحقیقات و عضو شورای فرماندهی، سیداسماعیل داودی مسئول اداری و مالی، محسن رفیق‌دوست مسئول تدارکات و مرتضی الویری مسئول روابط عمومی سپاه پاسداران منصوب شدند.

چندی بعد با روی کار آمدن ابوالحسن بنی صدر این جواد منصوری بود که از فرماندهی سپاه کناره گیری کرد  تا عباس دوزدوزانی بعنوان جانشین او مشغول بکار شود.اما دوران فرماندهی دوزدوزانی نیز سه ماه بیشتر نبود تا نوبت به ابوشریف برسد.

عباس آقازمانی معروف به ابوشریف که از حامیان بنی صدر بشمار می رفت نیز نتوانست مدت زمانی بیش از سه ماه بعنوان فرمانده سپاه پاسداران فعالیت نماید.با برکناری ابوشریف،امام خمینی حکم فرماندهی مرتضی رضایی را بعنوان فرمانده سپاه مورد تایید قرار داد.

دوران فرماندهی مرتضی رضایی نیز یکسال بطول انجامید و پس از آن در شهریور 1360 نوبت به یک رضایی دیگر با نام محسن رسید.

با حضور محسن رضایی در سمت فرماندهی سپاه دوران فرماندهان پاره وقت به پایان رسید.محسن رضایی 18 سال در این مسئولیت ماندگار شد که 7سال جنگ تحمیلی را نیز شامل می شد پس از او یحیی رحیم صفوی در سال 1377 به این سمت رسید.دوران رحیم صفوی نیز یک دهه به طول انجامید تا پس از وی محمدعلی(عزیز)جعفری با ارتقا به درجه سرلشگری،عهده دار فرماندهی سپاه پاسداران شود.

 2  

در کشوری که اقتصاد آن به شدت متکی به نفت و گاز است،بزرگترین پیمانکار نفتی و گاز آن کشور را به یقین می بایست ثروتنمندترین و پردرآمد ترین فعال اقتصادی دانست.و اگر این کشور،ایران باشد،بزرگترین پیمانکار نفتی آن بی شک قرارگاه خاتم الانبیاء متعلق به سپاه پاسداران است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از جانفشانی ها و رشادت های فراوان در جنگ تحمیلی 8ساله،پا به میدان نبرد اقتصادی نهاد تا پس از چندی، پاسداری اقتصاد نیز به تمامی بر عهده این نهاد نظامی باشد.

سپاه پاسداران دلیل ورود به دنیای اقتصاد را اینگونه عنوان می کند«بر اساس اصل 147 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که نیروهای مسلح رادر زمان صلح موظف به مشارکت در بازسازی و سازندگی می نماید و بر مبنای ابلاغ فرماندهی کل قوا در سال 1368 مبنی بر مشارکت مهندسی سپاه در بازسازی و سازندگی کشور، پس از جنگ با استفاده از تجارب گذشته بخشی از امکانات و منابع انسانی در سازمان مستقلی تحت عنوان قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص) سازماندهی شده و وارد عرصه سازندگی گردیدند«

قرارگاه در ابتدا در حوزه های راه و سدسازی فعالیت داشت و در این زمینه در بخش راهسازی پروژه هایی چون زیرسازی راه آهن کرمان – زاهدان / راه آهن دو خطه تهران – مشهد/ زیرسازی قطعات 20 ، 21 و 22 را ه آهن اصفهان – شیراز/احداث آزاد راه اهواز – بندر امام/احداث قطعه اول پروژه بزرگراه ارتباطی پالایشگاه پارسیان به پالایشگاه عسلویه/زیرسازی قطعه سوم راه آهن مراغهارومیه/زیرسازی بخش ایران راه آهن تربت حیدریه - خواف – هرات/آزاد راه تهران – ساوه را به انجام رسانده است.

در همین زمینه این پروژه ها نیز توسط قرارگاه در دست احداث می باشد:

زیرسازی قطعه اول راه آهن سریع السیر قم – اصفهان
قطعه 3 محور پاتاوه دهدشت
باند دوم محور ماهشهر- آبادان
زیرسازی قطعه 4 راه آهن میانه - اردبیل
زیرسازی قطعه سوم راه‌آهن همدان- سنندج
قطعه دوم باند دوم محور گناباد – قائن
احداث باند دوم محور شیراز - دشت ارژن
احداث بزرگراه زابل - دوست محمد

در زمینه سد سازی نیز پاسداران قرارگاه در احداث سد کرخه/ سد آغ چای/سد سبلان/سد گاران و تکمیل تونل انحراف آب/سد بافت/سد چاه نیمه 4 زابل/سد سیرجان/سد حسنلو/سد زولا/سد سهند/سد آیدوغموش/سد انحرافی رازآور/بند انحرافی آسک (هندیجان) و بند انحرافی قیر مشارکت داشته اند.

در این زمینه پروژه های در دست احداث توسط قرارگاه به شرح ذیل می باشد:

سد گتوند
سد رودبار لرستان
سد کوچری
سد هایقر
سد سومار
سد سیلوه - و تونل انتقال آب جلدیان
سد صفا
سد پلرود
سد آزادی
سد لیلان چای
سد کلقان چای
سد چراغ ویس
سد ایوشان
سد نرگسی

اما با روی کار آمدن دولت نهم مدیران قرارگاه که در زمان حضور محمود احمدی نژاد در شهرداری تهران با او رابطه ای بسیار خوب داشتند ،دامنه فعالیتهای خود را به حوزه نفت و گاز کشاندند.

قرارگاه با سرمایه گذاری در پارس جنوبی و دیگر حوزه های مهم نفت و گاز کار را به آنجا رساند که سردار رستم قاسمی فرمانده وقت قرارگاه اعلام کند«قرارگاه در پروژه هایی که زیر 100میلیون دلار ارزش داشته باشد،حاضر نخواهد شد«.

پاسداران قرارگاه شاه کلید صنعت نفت کشور را در سایه حمایتهای دولت احمدی نژاد در اختیار گرفتند،از جانب دیگر اعمال تحریمهای گسترده در دوران دولتهای نهم و دهم از جانب کشورهای اروپایی و امریکا بر علیه صنعت نفت ایران سبب شد تا قرارگاه خاتم دامنه نفوذ خود در این صنعت را بیش از پیش گسترش دهد.


در سال 1390 ارزش قراردادهای قرارگاه و وزارت نفت رقمی معادل "25میلیارد دلار" بوده است.رقمی که با حضور فرمانده پیشین این قرارگاه در راس وزارت نفت روز به روز بیشتر شد.

البته مسئولان قرارگاه و حتی وزارت نفت نیز این مسئله را انکار نمی کنند.مرداد1390فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مراسم معارفه فرمانده جدید قرارگاه خاتم با اشاره به مشکلات مالی سپاه،جهت اجرای پروژه های اقتصادی خود ابراز امیدورای کرد "با رفتن رستم قاسمی به وزارت نفت مشکلات سپاه در این زمینه حل شود".


البته مشکلات مالی سپاه در حالی است که سپاه پاسداران نیمی از سهام شرکت مخابرات ایران را نیز خریداری کرده است.

 مجلس هشتم با افزایش 75میلیارد تومانی سپاه پاسداران موافقت کرد.البته در همان مجلس نمایندگانی چون علی مطهری و احمد توکلی از ورود سپاه پاسداران به عرصه های سیاسی و اقتصادی انتقاد کردند.

این انتقادات در جریان رای اعتماد به رستم قاسمی جهت تصدی پست وزارت نفت به اوج رسید و علی مطهری در این زمینه گفت ؛ « وزارت یک نظامی در وزارت نفت موجب پیوند خوردن قدرت سیاسی و قدرت اقتصادی خواهد بود و ممکن است فسادآور باشد«.

این نماینده مجلس همچنین به مقایسه ایران با کشورهای همسایه پرداخت و افزود»؛  در کشورهای همسایه ما، نظامیان کم کم از قدرت سیاسی فاصله می گیرند، در حالی که در کشور ما عکس آن آغاز شده است و به نظر می رسد که این مسئله، امر مبارکی نباشد«.

اگرچه این سخنان علی مطهری در مجلس با واکنش منفی علی لاریجانی مواجه شد و سرانجام نیز سردار قاسمی بعنوان وزیر نفت از مجلس رای اعتماد گرفت اما احمد توکلی دیگر نماینده منتقد دولت درباره فعالیتهای اقتصادی سپاه اینگونه اظهارنظر کرد« تبدیل شدن سپاه به قدرت اقتصادی، به دلایل متعدد زیانبار است«

توکلی اما علیرغم این نظر با این استدلال موافق وزارت رستم قاسمی بود؛« مگر سپاهی بودن نجار، وحیدی، صفار هرندی، فتاح و میرکاظمی مانع تذکر، سئوال و تحقیق و تفحص و طرح استیضاح آنان در مجلس شد که حالا نگران ناممکن شدن نظارت بر قاسمی باشیم؟«

با اینهمه رستم قاسمی در حالی در میانه سال 90 از قرارگاه خاتم به وزارت نفت رفت که کل بودجه سپاه در همان سال مبلغی معادل 9و نیم هزار میلیارد تومان بود.

این رقم در برابر درآمدهای جانبی سپاه اعم از قرارگاه خاتم ،بانک انصار،موسسه مهر اقتصاد ایرانیان، کنسرسیوم اعتماد مبین و... چندان چشمگیر نیست.به هر حال سپاهیان امروز تنها در بخش قرارگاه خاتم بیش از 4درصد تمامی پروژه های اقتصادی کشور را در اختیار دارند.

سردار قاسمی اقتدار و ثروت بی کران قرارگاه را اینگونه به رخ می کشد ؛ « قرارگاه خاتم الانبیاء بزرگترین مجموعه پیمانکاری در کشور به شمار می آید... این قرارگاه باید کارهای کوچک و متوسط را رها کند و به بخش خصوصی بسپارد«

قرارگاه بر اساس گفته ی سردار متعلق به بخش خصوصی نیست و بخش خصوصی امروز در حالی به فعالیت فراخوانده می شود که می بایست تنها چشم به "کارهای کوچک و متوسط" بدوزد،چرا که کارهای بزرگ تنها در دستان بزرگان است.

کارهایی همچون پروژه هایی که تحت عنوان  " آغاز عملیات اجرایی طرح انتقال آب دریای خزر به فلات مرکزی ایران" با اعتباری به مبلغ 150میلیون دلار و پروژه "سد هراز" به ارزش 170 میلیارد تومان به سپاهیان واگذار شده است.

اما با روی کار آمدن حسن روحانی نیز رابطه اقتصادی قرارگاه با دولت دچار رکورد نشود.

در همین زمینه سخنگوی دولت یازدهم بارها بر نقش مثبت و تاثیرگذار سپاه پاسداران در اقتصاد کشور تاکید کرد و گفت " کارهای بزرگی که از توان بخش خصوصی خارج است سپاه باید انجام دهد....درحال حاضر نیز این‌گونه پروژه‌ها را به نیروهای مسلح به‌ویژه قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا واگذار خواهیم کرد".

محمدباقر نوبخت البته باردیگر آشکارا با بیان این سخنان نشان داد که فعالیتهای اقتصادی قرارگاه را به هیچ وجه در رقابت با بخش خصوصی نمی داند ؛ "کسانی که ندانند و یا مغرض باشند و تصور کنند پتانسیل بزرگ قرارگاه که بعد از دوران دفاع مقدس در خدمت توسعه کشور قرار گرفت رقیب بخش خصوصی است ، یا ناآگاهند یا مغرض و می خواهند تحریک کنند".

معاون اول رئیس‌جمهور نیز با بیان اینکه 70 هزار میلیارد تومان پروژه در اختیار قرارگاه خاتم‌الانبیا به عنوان پیمانکار قرار گرفته است گفت: حدود 5 هزار میلیارد تومان بدهی دولت به این قرارگاه است که این قرارگاه نیز همراهی خوبی دارد.

اسحاق جهانگیری همچنین وزیر نفت دولت دهم و فرمانده پیشین قرارگاه خاتم یعنی سردار رستم قاسمی را طی حکمی بعنوان مشاور خود برگزید.


و فرمانده سپاه پاسداران نیز در بازدید از پروژه آزادراه 970 کیلومتری حرم تا حرم (قم-تهران-مشهد) گفت: آن قدر کشور ما نیاز به کار و فعالیت دارد که اگر همه شرکت‌های خصوصی مرد میدان باشند، کار برای‌شان هست و اولویت سپاه هم توجه به بخش خصوصی است".

این سپاه همان سپاهی است که با چک 20میلیونی شورای انقلاب که در وجه هاشمی رفسنجانی صادر شده بود،تاسیس شد.با آن مبلغ امروز...
!

 3  

« من عرض می کنم به همه این قوا و به فرماندهان این قوا که این افراد در هیچ یک از احزاب سیاسی ، در هیچ یک از گروهها وارد نشوند.اگر ارتش یا سپاه پاسدار یا سایر قوای مسلحه در حزب وارد بشود، آن روز باید فاتحه آن ارتش را خواند. در حزب وارد نشوید، در گروهها وارد نشوید. اصلا، تکلیف الهی -شرعی همه شما این است که یا بروید حزب یا بیایید ارتش باشید... اصل وارد شدن در حزب برای ارتش ، برای سپاه پاسداران ، برای قوای نظامی وانتظامی وارد شدنش جایز نیست ، به فساد می کشد اینها را. و من عرض می کنم که کسانی که در راس ارتش هستند و کسانی که در راس سپاه پاسداران هستند موظف هستند که ارتش را و سپاه را و سایر قوای مسلح را از احزاب کنار بزنند».


این پاره ای از بیانات بنیانگذار انقلاب اسلامی خطاب به قوای نظامی کشور در اسفندماه 1360 می باشد.سالها پس از درگذشت صاحب این سخنان، انتقاداتی متوجه سپاه پاسداران شد مبنی بر اینکه برخلاف سفارش امام خمینی،سپاه راه ورود به سیاست را در پیش گرفته است.

در همین راستا نوه بنیانگذار انقلاب اسلامی گفت ؛ «یکی از بزرگ‌ترین معیارهایی که می‌‌توان گفت جامعه از راه امام خارج شده است یا نه، حضور نظامیان در عرصه سیاست است. کسانی که مدعی‌اند که به امام وفادارند، باید نسبت به دستور صریح امام با تمام وجود حساسیت نشان دهند. اگر این‌گونه نباشد، یا دروغ می‌‌گویند یا دچار تناقض‌اند«

اما بودند کسانی نیز که ورود سپاه به این عرصه را برخلاف نظر امام نمی دانستند و از جمله آیت الله سعیدی بود که گفت ؛«امام نفرمودند که سپاه وارد مسائل سیاسی نشود«

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران ضمن بیان اینکه " حضور اعضای سپاه در انتخابات و مجلس به نوعی پاسداری از سنگر انقلاب خواهد بود"،اظهار داشت ؛ « اگر افراد یا گروه‌هایی مواضعی را اعلام کنند که مواضع‌شان مطابق مواضع سپاه است، اشکال خاصی ندارد و ما اصلا این را دوست داریم، زیرا بسیج و سپاه می‌خواهند مردم را با مواضع انقلاب همراه کنند«

در همین زمینه رییس قوه قضاییه نیز با اشاره به اصل 150 قانون اساسی از حضور سپاه پاسداران در عرصه سیاسی و اقتصادی اینگونه دفاع نمود«به لحاظ مسئولیتی که در قانون اساسی بر عهده سپاه پاسداران نهاده شده، این نهاد فقط یک نیروی نظامی نیست و جنجالی که برخی در دوران اصلاحات مطرح کردند که اینها نیروهای نظامی صرف هستند، برخلاف قانون اساسی است«

آملی لاریجانی نیز همچون سعیدی حضور سپاه در این عرصه ها را جهت حفظ انقلاب ضروری دانست؛» تعابیری که در قانون اساسی برای پاسداران انقلاب اسلامی آمده، تعابیری است که در آن، دفاع از اسلام و مکتب اسلام هم هست و این یک مبنای بسیار مهم در عملکرد سپاه است«

اما در اصل 150 قانون اساسی درباره نقش سپاه در کشور چنین آمده است« سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی این انقلاب تشکیل شد، برای ادامه نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن پابرجا می‌ماند. حدود وظایف و قلمرو مسئولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسئولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود«.

اما این تنها عرصه سیاسی نبود که سپاه پاسداران خود را ملزم به حضور در آن عرصه می دانست.« سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وظیفه خود می‌داند که جامعه را از فرهنگ‌های نامطلوب، پاکسازی و فضا را برای استقرار و تسلط نیروهای خودی و فرهنگ مطلوب حکومتی، آماده کند»،این سخنان فرمانده کل سپاه پاسداران است که بیانگر عزم سپاه جهت ورود تاثیرگذار به حوزه فرهنگ می باشد.

فعالیتهای فرهنگی مورد نظر سپاه که از آن بعنوان "جنگ نرم" نام برده می شود در حالی از دغدغه های این نهاد نظامی بشمار می رود که طبق گفته فرمانده سپاه پاسداران « بیش از 90 درصد امکانات سپاه تهران بزرگ در خدمت سازوکار جنگ نرم قرار گرفته است«

چندی پیش سرلشگر محمد علی جعفری ضمن بیان این مطلب که " وضع امروز تهران از نظر اسلامی و انقلابی خوب نیست "،از اعمال نقش سپاه پاسداران در راستای ترمیم این وضعیت سخن گفت و تاکید کرد« در آینده بیش از هر زمان دیگری بودجه و امکانات ما وارد عرصه فرهنگی خواهد شد».

در همین راستا نیروی بسیج نیز که زیرمجموعه سپاه پاسداران بشمار می رود در سالیان اخیر علاوه بر حضور فعال در زمینه سیاسی عرصه فرهنگ را نیز از حضور خود بی نصیب نگذاشته است.

رییس این سازمان از محمد خاتمی خواست که "توبه کند" و به رییس جمهور 8ساله جمهوری اسلامی در اینباره چنین گفت« اگر وی توبه نکند به همراه آن یک درصد منفور و با همراهی اطرافیان خود به زباله‌دان تاریخ خواهد رفت. به همین دلیل معتقدم که یک عده کودن هستند و فهم سیاسی ندارند«

سردار نقدی همچنین از تغییر کتب درسی در جهت ترویج فرهنگ شهادت در میان دانش آموزان سخن گفته است.وی همچنین در جریان آشوبهای اخیر خیابانی در انگلستان اعلام کرد ؛ «اگر مجمع عمومی سازمان ملل تصویب کند سازمان بسیج آماده است تعدادی از گردان های عاشورا و الزهرا را به عنوان نیروی پاسدار صلح و حائل میان نیروهای سرکوبگر رژیم پادشاهی و مردم انگلیس به لندن، لیورپول و بیرمنگام اعزام کند تا ناظر بر اجرای حقوق بشر و به عنوان نیروی بازدارنده از اعمال خشونت انجام وظیفه کنند«

وی همچنین در زمینه فعالیتهای فرهنگی بسیج از تشکیل "بسیج رسانه" خبر داد تا فعالیتهای سپاه پاسداران در فضای مجازی نیز علاوه بر "جنگ سایبری" در ترویج تفکر و مشی بسیجی در میان رسانه ها نیز پی گیری شود.

در این شرایط تنها "نظامی" خواندن سپاه پاسداران،مناسب و منطقی بنظر نمی رسد.و باید این سخن سرلشگر جعفری را پذیرفت که ؛ «سپاه صرفا یک سازمان نظامی نیست،بلکه یک سازمان امنیتی، فرهنگی، سیاسی و نظامی است«
.