گزارش ویژه دبستان / بررسی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران
گزارش ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان / سالمرگ شیخ فضل الله
 
 
 
 

بازارچه





کنسرو موسیقی و کنسرت لوبیا





                              
                     توزیع کنسرو در آستانه انتخابات

                 کنسرو موسیقی و کنسرت لوبیا  



 


 نماینده مردم شادگان در مجلس شورای اسلامی گفت: توزیع کنسرو در میان مردم در سه ماه مانده به انتخابات شک‌برانگیز است و سؤالاتی در اذهان عمومی ایجاد کرده است.
..........

ما در همین راستا و بدون هیچگونه توضیحی شیرجه می ریم تو سیل خروشان ملت و به صورت زیرآبی نظرات عزیزان این آب و خاک را درباره این موضوع جویا می شویم.

در ابتدا از اونجایی که اولویت با خانومهاست، می ریم سراغ یکی از بانوان محترم که وقتی از خونه میان بیرون ظاهرشون جوریه که فریاد میکنه ؛ من آمده ام ... وای وای ! من آمده ام ...

ما: سلام خانوم! به نظر شما توزیع کنسرو در آستانه انتخابات شک برانگیز نیست؟
خانوم: واقعا متاسفم واسشون ... اصلا کنسروهاشون در حد کسی مثل من نیست ... خیلی بی کیفیته ... وری لو کوالیتیه !

ما: اوه مای یس! پس مشکل شما بیشتر با کیفیت کنسروهاس ...

خانوم: هاندرد در هاندرد ! من خودم آنتالیا بودم، LA هم بودم ... کیفیت کنسروها اصلا با اینجا قابل مقایسه نیست ... مخصوصا کنسرو ابی و کنسرو داریوش !

ما: خانوم! اصلا بی خیال ِ "کنسرو" ... نظرتون درباره انتخابات چیه؟

خانوم: اصلا عادلانه و دموکراتیک نیست ... امان از حسادت و ...

ما: خانوم! رادیکال نشو پلیز! می گیرنومون! اصلا بی خیال ... ممنون که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتید ... برید دیگه اون پراید هم 2 ساعته داره بوق میزنه واستون فکر کنم منتظرتونه !

خانوم: بذارید من نظرم رو درباره انتخاباتشون بگم .. چرا می ترسید؟ چرا خفه می کنید صدای اعتراض نسل ما رو ؟!

ما: بگو خانوم ... زود نظرت رو بگو بریم که کل تهرون دارن بوق می زنن واسمون!

خانوم: به نظر من انتخاباتشون همش تقلبه !

ما: خاک عالم به سرم!! خانوم بدبختمون می کنیا ... چرا جوگیر میشی ؟ فرق کنسرو و کنسرت رو نمی دونی حالا واسه من شدی هیلاری کلینتون ...

خانوم: ای نهادهای حقوق بشری! ای سازمان ملل! ای 1+5 ! ای آژانس انرژی اتمی! بشنوید صدای اعتراض مارو ... این انتخاباتشون دموکراتیک و عادلانه نیست ... همش تقلبه ... همه ی انتخابات شده لجبازی بین سندی و رضا روحانی ... یعنی چی آخه؟!!
...
 
سوار تاکسی میشیم تا از شعاع 100 کیلومتری اون خانوم فاصله بگیریم! توی مسیر با راننده تاکسی در همین زمینه گفت و گو می کنیم.

ما: آقا به نظر شما توزیع کنسرو در آستانه انتخابات شک برانگیز نیست؟

راننده: مطمئن نیستم که شک برانگیز نباشه! اما شک دارم که شک برانگیز هم باشه ...

ما: هوووم؟! سئوال اینه که چرا در آستانه انتخابات کنسرو توزیع می کنن؟

راننده: شما مطمئنی در آستانه انتخابات هستیم؟! مطمئنی اونها که توزیع شدن کنسرو بودن؟!

ما: آقا! شما معلومه که خیلی به همه چیز شک دارید ...

راننده: مطمئن نیستم که شک داشته باشم ... اما شک دارم که مطمئن باشم ...

ما: آقا مرسی! من همینجا پیاده میشم ...

راننده: پیاده میشی؟! مطمئنی که سواری ؟! من شک دارم که اصلا سوار شده باشی !

ما: آقا! گویا آلودگی هوا اثر کرده ها ! خوبی شما؟! صبحونه چی خوردی؟!

راننده: کنسرو خوردم! اما شک دارم که کنسرو عدسی بود یا لوبیا !!

ما: اوه اوه! پس در آستانه انتخابات از همون کنسروها خوردی که شکت برانگیخته شده!

راننده: داداش ببخشید ما الان داریم می ریم یا داریم میایم ؟!!


...

اصلا اشتباه از ماست که می ریم از افراد غیر متخصص سئوال می پرسیم. در همین راستا می ریم سراغ دبیرکل یک حزب سیاسی ...

ما: نظر کارشناسی شما درباره توزیع کنسرو در آستانه انتخابات چیست؟

دبیرکل: این یک توهین آشکار به ملت و شهروندان ماست. آقایون! چرا گمان می کنید که رای شهروندان فهیم این آب و خاک را می توانید با چند قوطی کنسرو در اختیار بگیرید؟

ما: به به ! همینه! واقعا این توهین به منه شهروند هست که کسی فکر کنه می تونه با کنسرو از من رای بگیره ... حالا سئوال اینه که واکنش حزب شما درباره این توهین آشکار چی هست؟

دبیرکل: ما به زودی بیانیه اعتراضی در همین زمینه صادر خواهیم کرد تا آقایان بدانند رای ما با کنسرو تغییر نخواهد کرد ...

ما: درود بر این درایت و فهم سیاسی! آقا من شیفته ی مرام سیاسی شما شدم ...

دبیرکل: نبینم که باز نشستی! منتظر چی هستی؟!!

ما: بله؟!!

دبیرکل: خب عزیزم! شما که شیفته مرام سیاسی ما شدی همین الان بیا عضو حزب ما بشو دیگه !

ما: در اون حد دیگه نه! باید فکرامو بکنم حالا بعدا تصمیم می گیرم ... قصد ادامه تحصیل هم دارم!

دبیرکل ( با اشاره به آبدارچی حزب): پسر ! چایی با ساقه طلایی بیار واسه آقا!

ما: نه آقا زحمت نکشید ... من ساقه طلایی دوست ندارم!

دبیرکل: مادر خوبه؟!

ما: سلام می رسونن !

دبیرکل: نه! منظورم بیسکویت مادر بود !!

ما: آها! نه آقا من اصلا بیسکویت دوست ندارم ... "چیز کیک" دوست دارم !

دبیرکل: نه دیگه! ما برای جذب افرادی مثل شما در حد همون ساقه طلایی هزینه می کنیم! "چیز کیک" واسه جذب رجال سیاسی هست!

ما: آره؟! شما فکر کردید می تونید منو با یه ساقه طلایی جذب کنید؟! در ضمن از همون اولش هم اقدامتون در توزیع چای و ساقه طلایی شک برانگیز بود!!

دبیرکل: حالا چرا رفتار غیر مدنی انجام میدی عزیزم؟! جهنم و ضرر! همون "چیز کیک" رو میدم بهت ... عضو میشی؟ قول میدی؟!!

ما: شیرکاکائو هم بدید که دیگه با خیال راحت عضو حزبتون بشم! خیرشو ببینید!