گزارش ویژه دبستان / بررسی تاریخ انتخابات ریاست جمهوری در ایران
گزارش ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان
یادداشت ویژه دبستان / سالمرگ شیخ فضل الله
 
 
 
 

بازارچه





از قطعنامه 598 تا پرونده هسته ای

 گزارش ویژه دبستان 

 از قطعنامه 598تا پرونده هسته ای 


  دبستان - علی آرام   «در روزهای آینده، در حدی که دشمن نتواند سوء استفاده کند، مردم عزیز ایران در جریان امور قرار خواهند گرفت ... این تصمیم تحقیقاً در جهت مصالح اسلام و امت برداشته شده و هیچ گونـــه شبهه ای از ضعف و ناتوانی در آن نیست»،این سخنان اکبــــر هــاشمی رفسنجانی یک روز پس از اعلام پذیرش قطعنامه 598 بود.

اما وعده جانشین فرمانده وقت کل قوا در خصوص " در جریان امور قرار گرفتن مردم عزیز ایران در روزهای آینده" درباره چگونگی پذیرش پایان جنگ ساله توسط ایران،تا به امروز محقق نشده است.

در 27 سال گذشته همواره مباحثی پیرامون دلایل پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران مطرح شده اما هرگاه هرکدام از مقامات کشور(خصوصا کسانی که در سال 1367 دارای مناصب مهم کشوری و لشگری بودند) سخنــــی درباره این مسئله به میان آورده و یا مطلبی نگاشته اند،دماسنج مناقشات ملتهب شده و دیگر مقامات را در مقاطعی وادار به واکنش نموده است.

نمونه این کنش و واکنشها درباره پذیرش قطعنامه را می توان در میان هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی و یا علی اکبر ولایتی و جواد لاریجانی مشاهده کرد.

این 4 نفر که هرکدام در دهه 60 مناصب مهمی را در نظام جمهوری اسلامی در اختیار داشتند،در دو دهه گذشته گویی حرفهای نگفته بسیاری درباره چگونگی پذیرش قطعنامه دارند که هر زمان پاره ای از آن را منتشر کرده اند طرف دیگر به نحوی در مقام پاسخگویی یا تکمیل آن گفته ها برآمده است.

همچون این سخنان چند سال قبل رفسنجانی که بر اساس آن مدعی شده بود محسن رضایی بعنوان فرمانده وقت سپاه پاسداران شرط توان ادامه جنگ از سوی ایران را افزایش امکانات و سرمایه گذاری هایی عنوان کرده بود که تهیه آنها تقریبا غیرر مکن بوده است.رفسنجانی در اینباره می گوید« دولت در آن موقع اعلام کرد که دیگر قادر به تدارک مالی نیست. از لحاظ ابزار جنگ هم آقای محسن رضایی نامه‌ای به امام نوشت و تجهیزات متعددی از جمله چند صد هواپیما و تعداد زیادی توپ و تانک خواست».

اما این سخنان رفسنجانی با واکنش محسن رضایی همراه شد.فرمانده وقت سپاه پاسداران مدعی شد که هیچگاه نامه ای در خصوص پایان جنگ به امام خمینی ننوشته است و تنها به درخواست هاشمی رفسنجانی برآوردی از امکانات و هزینه های لازم جهت ادامه جنگ در اختیار جانشین فرمانده کل قوا قرار داده است.« سپاه نامه‌ای را برای آقای هاشمی‌رفسنجانی ـ نه امام ـ تنظیم کرد. زیرا امکانات کشور در اختیار مسئولان سیاسی کشور بود. در این نامه برای پیروزی در جنگ امکاناتی خواسته شده بود. آقای هاشمی هم این نامه و هم چند نامه دیگر از جمله نامه آقای خاتمی وزیر ارشاد وقت، نامه میرحسین موسوی به عنوان مسئول دولت، و نامه فرماندهان ارتش را با هم خدمت امام برد و گفته بود که نظامیان این گونه می‌گویند و مسئولان سیاسی و اقتصادی هم می‌گویند پول نداریم. شما تکلیف را روشن کنید و امام هم با پذیرش قطعنامه موافقت کردند».

وی همچنین در همین رابطه می گوید« من در نامه‌ام... آمدم برنامه‌ای را که برای این پنج سال می‌خواهیم، نوشتم و در حدود چهار و نیم میلیارد دلار نیز پیش‌بینی ارزی کرده بودیم که می‌بایست طی پنج سال به ما بدهند... در حقیقت، آن نامه‌ای که من نوشته بودم، ارائه یک برنامه بلندمدت برای جنگ بود».

ذکر این اختلاف نظر میان رییس و دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام،درباره پذیرش قطعنامه در سال 1367 از آن رو دارای اهمیت است که در پشت پرده مباحث و مذاکرات مربوط به پذیرش قطعنامه یک نوع آرایش قوای دوگانه قرار داشت که پیش از پذیرش قطعنامه و پس از آن تا کنون ردپای آن را می توان مشاهده کرد.

فرمانده وقت سپاه پاسداران در اواخر جنگ،مدعی است که تاکتیک "سیاسیون" کشور در آن سالها این بود که با کسب یک پیروزی درخشان در جبهه ها ایران بلافاصله قطعنامه را بپذیرد.

اما مقامات سپاه پاسداران طبق گفته ی رضایی بر این اعتقاد بودند که «فرماندهان به ویژه پس از عملیات خیبر، می‌گفتند استراتژی سیاسی نتیجه‌ای ندارد و اجازه بدهید برنامه‌ای برای استراتژی نظامی تهیه و جنگ را تمام کنیم. هیچ‌گاه مسئولان سیاسی و آقای هاشمی این را نپذیرفتند».

فرمانده وقت سپاه که امروز خود را چهره ای "سیاسی" می داند در آن دوران بعنوان یک "نظامی" مسئولیت پذیرش قطعنامه و پایان جنگ در آن شرایط را بر عهده "سیاسیون" می داند.وی در اینباره حتی چنین می گوید «مسئولان سیاسی به خدمت امام رفتند و حتی قبل از این‌که امام صلح را بپذیرد، به امام گفته بودند که شما اگر معذوریت در پذیرش صلح دارید، مثلا ما صلح را می‌پذیریم، بعد که پذیرفتیم، شما ما را کنار بگذارید و بگویید اینها بدون اجازه من این کار را کردند، ولی حالا چون این کار را کردند، من هم قبول دارم».

مراد محسن رضایی از سیاسیون بیش از همه نخست وزیر وقت و تعدادی از اعضای کابینه میرحسین موسوی است.

در این زمینه اما محسن رضایی و هاشمی رفسنجانی اتفاق نظر دارند که میرحسین موسوی در آن زمان(اواخر جنگ) اعلام کرده بود که دولت توان تامین هزینه های جنگ را ندارد.

اما پس از این واکنش محسن رضایی بازهم دماسنج واکنش ها ملتهب شد.هاشمی رفسنجانی که بسیاری او را گنجینه ای از ناگفته ها در خصوص تاریخ جمهوری اسلامی می دانند پس از سخنان محسن رضایی پس از دو دهه نامه ی امام خمینی را در خصوص درخواستهای مالی و برآوردهای سپاه پاسداران در زمینه ادامه جنگ را منتشر کرد.

بنیانگذار انقلاب اسلامی در آن نامه آورده بود: «  با یاری خداوند متعال و با سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی و ائمه معصومین صلوات علیهم اجمعین حال که مسئولان نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می‌باشند، صریحاً اعتراف می‌کنند که ارتش اسلام به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولان دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند که یک دهم سلاح‌هایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده‌اند به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشینی فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسائل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است اشاره می‌شود.

فرمانده مزبور نوشته است تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می‌آوریم قدرت عملیات انهدامی و یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال 71 اگر ما دارای 350 تیپ پیاده و 2500 تانک و 3000 توپ و 300هواپیمای جنگی و 300 هلیکوپتر ...که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است، داشته باشیم می‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی داشته باشیم. وی می‌گوید قابل ذکر است که باید توسعه نیروی سپاه به هفت برابر و ارتش به دو برابر و نیم افزایش پیدا کند، او آورده است البته آمریکا را هم باید از خلیج فارس بیرون کنیم والا موفق نخواهیم بود.

این فرمانده مهم‌ترین قسمت موفقیت طرح خود را تهیه به موقع بودجه و امکانات دانسته است و آورده است که بعید به نظر می‌رسد دولت و ستاد فرماندهی کل قوا بتوانند به تعهد عمل کنند. البته با ذکر این مطالب می‌گوید باید باز هم جنگید که این دیگر شعاری بیش نیست.

آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده‌اند، مسئولان جنگ می‌گویند تنها سلاح‌هایی را که در شکستهای اخیر از دست داده‌ایم به اندازه تمام بودجه‌ای‌ است که برای سپاه و ارتش در سال جاری در نظر گرفته شده بود. مسئولان سیاسی می‌گویند از آنجا که مردم فهمیده‌اند پیروزی سریعی به دست نمی‌آید شوق رفتن به جبهه در آنها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر می‌دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و حفاظت از جمهوری اسلامی اگر آبروئی داشته باشم خرج می‌کنم، خداوندا ما برای دین تو قیام کردیم و برای دین تو جنگیدیم و برای حفظ دین تو آتش بس را قبول می‌کنیم...».

اما اختلاف "سیاسیون" و "نظامیون" در یکسالی که از زمان صدور قطعنامه 598 از سوی سازمان ملل متحد،تا زمان پذیرش آن از جانب ایران گذشت،حوادث عیرت آموزی را رقم زد.

در فاصله تیرماه 66 که سازمان ملل هشتمین قطعنامه خود را درباره جنگ ایران و عراق صادر کرد تا تیرماه 67 وضعیت جبهه های جنگ برای ایران چندان خوشایند نبود.کشور در این فاصله زمانی به شدت تحت فشار تهاجم و تحریمهای کشورهای مختلف بود.

در همین یکسال بود که اعضای شورای امنیت تحریم فروش اسلحه به ایران را تصویب کردند،فرانسه خرید نفت ایران را تحریم کرد،آمریکا در خلیج فارس به صورت آشکار به ناوهای جوشن،سهند و سبلان حمله کرد و سکوهای نفتی رسالت و رشادت را موشک باران کرد،عراق توانست فاو  و علاوه بر آن تمامی مناطق خود را که در تصرف ایران در آمده بود بازپس بگیرد،نیروهای ایرانی در جزیره مجنون و مهران شکست سنگینی متحمل شدند و هواپیمای مسافربری ایرانی در خلیج فارس توسط نیروهای امریکایی مورد حمله قرار گرفت تمامی سرنشینان آن کشته شدند.

در این یکسال کشور تنها با بحران نظامی مواجه نبود،در کشور بحران سیاسی به این مفهوم که دیپلماسی جنگ زمینگیر شده بود و عمق اختلاف میان نظامیون و سیاسیون افزایش یافته بود،نیز وجود داشت.

بسیاری پس از گذشت بیش از دو دهه از پذیرش قطعنامه توسط ایران بر آن باورند که اگر مسئولان جمهوری اسلامی در تیرماه 66 یعنی زمان صدور قطعنامه 598 اقدام به پذیرش آن می کردند،این امر پیروزی سیاسی و نظامی بیشتری برای ایران محسوب می شد.

و در برابر نیز عده ای عدم پذیرش قطعنامه را در آن مقطع زمانی به دلیل نظریه سیاسیون می دانند که درپی کسب یک پیروزی نظامی چشمگیر در میدان نبرد بودند تا آنگاه از موضع بالاتری اقدام به پذیرش 598 نمایند.

قضاوت درباره اینگونه مسائل نیازمند بر آفتاب شدن آرشیو و پشت پرده کامل وقایع آن دوران است اما موردی که در سالگرد پذیرش قطعنامه و با توجه به شرایط امروز کشور می تواند بسیار عبرت آموز و قابل تامل باشد این است که این روزها وضعیت کشور در خصوص پرونده هسته ای تا حدودی یادآور سالیان پایانی جنگ می باشد.

هرچند پیشرفتها و توانایی های امروز کشور به یقین بسیار فراتر از آن روزگار است اما اتحاد کشورهای مخالف نظام جمهوری اسلامی در برابر "فعالیت های قانونی،صلح آمیز و مشروع" ایران،به همراه سیل تحریمهای ناجوانمردانه و بعضا غیرانسانی این کشورها در برابر ایران همگی کشور را در شرایطی قرار داده است که هر تصمیمی از سوی مقامات کشور در خصوص پرونده هسته ای می تواند تاریخ ساز و بسیار تعیین کننده باشد.

در دوران پذیرش 598 از سوی ایران همانگونه که اشاره شد اختلافاتی که میان "نظامیون" و "سیاسیون" وجود داشت سبب شد تا از یک سو پروسه تصمیم گیری با تاخیری زیان آفرین همراه شود و از دیگر سو این تقابل شرایطی را ایجاد نماید که هر دو طیف به نظرات یکدیگر به مثابه "نظریه رقیب" نگاه کنند.

امروز و 27 سال پس از آن دوران دوباره وجود این طیف دوگانه در کشور به نوعی دیگر نمایان شده است.اما اینبار این رویایی نه در میان نظامیون و سیاسیون بلکه تنها در میان طیف سیاسیون کشور است.

دو طیفی که یکی تصمیم گیری های مربوط به پرونده هسته ای را از جمله معاهده 21اکتبر  2003، معاهده بروکسل،معاهده پاریس و تعلیق غنی سازی را اشتباه می داند و دیگری رویکرد پس از سال 2005 را .

نظام جمهوری اسلامی ایران همانگونه که با وجود نهادهایی چون شورای عالی امنیت ملی،مجمع تشخیص مصلحت نظام و البته نظر رهبری بعنوان فصل الخطاب برای تمامی این نهادها، از پتانسیل بالایی برای کانالیزه کرده تصمیم سازی ها در این زمینه برخوردار است، همچنین می تواند به اختلاف نظرهای گروه های سیاسی نیز درباره پرونده هسته ای با دید ارائه تحلیلها،راهکارها و نظرات کارشناسی بنگرد.

اما در سوی دیگر نیز آنچه از جانب این گروه های سیاسی نباید نادیده انگاشته شود این است که اهمیت و تاثیرگذاری پرونده هسته ای برای کشور بدون تردید در آن درجه از اهمیت است که به هیچ وجه نمی بایست این مسئله به ابزاری در جهت بازی های سیاسی سطحی و روزمره تبدیل شده و همچون وسیله ای جهت فروکاستن رقیب مورد "سوء" استفاده قرار بگیرد.

پیامبر اسلام می فرمود "اختلاف علماء امتی رحمة" پس سزاست که در این مقطع حساس از روند پذیرش قطعنامه 598 درسی تاریخی بیاموزیم و درباره مسئله هسته ای اختلاف نظرها را از کینه ورزی های "عامیانه" به اختلاف نظرهای "عالمانه" ارتقا دهیم. بدون تردید با رعایت این اصول، فرجام این اختلافهای ناگزیر برای کشور "رحمت" خواهد بود.